العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

365

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

بسود ما هم هست . سپس امير المؤمنين عليه السلام او را پاسخ داده و فرموده : من همه شما را در پيشگاه خود گواه ميگيرم چون مىدانيد همه‌ى كارهاى شما را من متصدى باشم ، به زودى زود من با شما در ايستگاه قيامت برابر خدا روبرو شويم و بازپرسى شويم از آنچه كه در آن وارد شديم بر يك ديگر گواهى دهيم ، مبادا امروز شهادت بناحق دهيد بر خلاف آنچه كه به چشم خود بنگريد و فرداى قيامت به حق آن گواهى دهيد زيرا كه بر خداى عز و جل چيزى پوشيده نيست ، و در پيشگاه او جز خير خواهى روا نيست آن مرد به او پاسخى داد ، گفته شده : آن مرد پس از اين سخنى كه امير المؤمنين گفت ديگر ديده نشد و در اينجا به جوش آمد و آنچه در سينه‌ى او بود خروشيد و در حالى كه گريه سخنش را قطع ميكرد ، اندوه گلوگير براى اهميت خطرى كه تهديد ميكرد و هراسى كه از داغ خود احساس مىنمود آواز او را درهم شكست بسخن خود ادامه داد و خدا را سپاس گفت و بر او ستايش كرد و بدرگاه او از هراس حوادثيكه در لب پرتگاه آنهاست از خطر بزرگ و خوارى و زبونى دنباله دار ناشى از فساد زمان و ديگرگونى مقام و زوال دولت عادله شكايت نكرد . سپس با تضرع و زارى روى بدرگاه خداى عز و جل داشت كه به او منت نهد و از او دفاع كند و ستايش نيكى از خدا كرد و گفت : اى پرورش دهنده‌ى بندگان ، اى آرامش بلاد ، گفته‌ى ما كجا و مقام فضل تو و بخشش تو كجا بيان كوتاه ما كجا به كار تو رساست ، از كجا به حق ستايش نيك تو توانيم رسيد يا نعمت زيبايت را توانيم بر شمرد چگونه با اينكه بوسيله تو نعمت خدا بر ما جاريست ، بدست تو اسباب نيكى بما پيوست مىشود ، تو نيستى كه براى رفع خوارى بىنوايان پناهى ؟ براى گنه‌كاران كفار چون برادرى خير خواه و مهربانى ؟ پس با چه كسى جز با خاندان تو و بوسيله شخص تو خداى عز و جل ما را از هراس و از شدت اين خطرات نجات داد يا بوسيله چه كسى امواج